محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2569
تاريخ الطبرى ( فارسي )
محمد بن عبد الله است . » به دو گفتم : « اى مرد ! وضع تو با پيمبر خدا فرق دارد ، به خدا ما اين بيعت را بخاطر تو نكرديم ، اگر كسى را شايسته تر از تو مىدانستيم با او بيعت كرده بوديم و به جنگ تو آمده بوديم ، به خدا سوگند ، اگر اين نام را كه من بر آن بيعت كردهام و بر سر آن جنگيدهام محو كنى هرگز به تو باز نمىگردد . » راوى گويد : به خدا چنان شد كه او گفته بود ، كمتر ممكن بود كه راى او در مقابل راى ديگرى قرار گيرد و از آن برتر نباشد . ابو مخنف گويد : نامه را چنين نوشتند : « بسم الله الرحمن الرحيم « اين نامهء حكميت على بن ابى طالب است و معاوية بن ابى سفيان . « على از جانب اهل كوفه و يارانشان كه مؤمنانند و مسلمانان ، « حكميت مىخواهد . معاويه نيز از جانب اهل شام و يارانشان كه مؤمنانند و « مسلمانان حكميت مىخواهد . ما به حكم خدا عز و جل و كتاب او تسليم « مىشويم و جز آن ميان ما نخواهد بود . « كتاب خدا از آغاز تا انجام ميان ماست ، آنچه را زنده كند ، « زنده مىداريم و آنچه را بميراند مرده مىداريم . هر چه را حكمان ، « ابو موسى اشعرى ، عبد الله بن قيس ، و عمرو بن عاص قرشى در كتاب خدا « يافتند بدان عمل كنند و هر چه را در كتاب خدا نيافتند به سنت عادل وحدت « آور ، نه تفرقه انداز ، رو كنند . « حكمان از على و معاويه و دو سپاه ميثاق و پيمان و از مردم اطمينان « گرفتهاند كه جانشان و كسانشان در امان است و امت در كار حكيمت يارشان « است . پيمان و ميثاق خدا بر مؤمنان و مسلمانان هر دو گروه مقرر است . ما « ملتزم اين نامهايم و حكم آنها بر مؤمنان نافذ است . هر كجا روند جانهاشان